دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۷
سال آسونی نبود ، که اصولا ما جماعت سال سال دریغ از پارسال هیچ وقت سال آسونی نداشتیم و تا بوده یا از جور سلاطین خودمون کشیدیم و یا از ستم غارتگران و متجاوزین. مقدونی و عرب و ترک و تاتار و افغان هم نداشته ، تا بوده ستم کش بودیم و راضی به قسمت و تقدیر. اگه خوردیم شکر کردیم و اگه نداشتیم صبر. اگه به ما سخت گرفتن صبوری کردیم و اگه بما بیداد کردن تحمل ، و همین بوده و همین بودیم و همینه و همین هستیم.
زیاد نمیخوام فلسفیش کنم. امسال هم گذشت ، با همه بد و خوب و تلخ و شیرینش. سالی که با جهش نجومی دلار از ۳۷۰۰ به ۲۰ هزار تومن شروع شد و با پرش بی سابقه گوشت ۷۵ تومنی به ۱۲۰ تومنی به پایان رسید و این وسط هم هرچه بود پچ پچ و غرولندهای زیرلب جماعتی ترسو و بی حال بود که همه جور بلایی به سرشون رفت ولی طبق معمول سکوت کردن تا بلای بزرگتری بر سرشون نازل نشه.
سال جدید هم احتمالا کمافی السابق به کوری چشم مردم و دولت با سخنرانی آقا شروع میشه و باز هم حضرت پیشوا با دست مصنوعیش مشت محکمی به دهن ما دژمن های داخلی و هرچه دژمن خارجی میزنه و باز بیلبورد و پوستر و نامگذاری سال جدید به نام بحران و بلای جدیدی که در سال جدید قراره سرمون بیاد.
طولانیش نکنم ، لب کلام اینکه امسال هم برگی از دفتر عمر با مرور یک بهار و تابستان و پاییز و زمستان تکراری دیگه ورق خورد و ما جماعت خواب آلوده و چرتی باز هم به شکرانه این تکرار عبث سفره هفت سین میندازیم و سبزه عیدمونو به ته مونده آرزوهای ریز و درشتمون گره میزنیم و لابد این زندگی سگی مون شیرینی خوردن هم داره که اینجور صف می کشیم جلوی قنادی هایی که آشغال به خوردمون میدن تا با همت مضاعف ما چند صفر دیگه به حساب بانکی سلطان شکر و سلاطین عمامه دار بیوت تهران و قم و مشهد اضافه بشه.
حرف خاصی نیست ، گفتنی ها همونایی بود که هرگز نگفتیم و نشنیدیم و نفهمیدیم ، پس بیا الانم تلخش نکنیم. بالاخره آخر ساله و با صدگرم پسته هم میتونیم و بلدیم که با دممون گردو بشکنیم پس جمیعا یه کون لقت به همدیگه میگیم تا هرکی داشت بخوره و هرکی ام نداشت دایورت بشه به همون قسمت آقازاده ساز آقایون. با سه بوس اجباری و حال بهم زن سنتی ، روی ماه تک تکتونو می بوسم و امیدوارم نوروز شاد و سال نیکی در پیش رو داشته باشین و اونکه تحویل حال همه مون به دستش رقم میخوره حال خوب برای همه مون و همه تون بنویسه.
باقی بقایتان.
زیاد نمیخوام فلسفیش کنم. امسال هم گذشت ، با همه بد و خوب و تلخ و شیرینش. سالی که با جهش نجومی دلار از ۳۷۰۰ به ۲۰ هزار تومن شروع شد و با پرش بی سابقه گوشت ۷۵ تومنی به ۱۲۰ تومنی به پایان رسید و این وسط هم هرچه بود پچ پچ و غرولندهای زیرلب جماعتی ترسو و بی حال بود که همه جور بلایی به سرشون رفت ولی طبق معمول سکوت کردن تا بلای بزرگتری بر سرشون نازل نشه.
سال جدید هم احتمالا کمافی السابق به کوری چشم مردم و دولت با سخنرانی آقا شروع میشه و باز هم حضرت پیشوا با دست مصنوعیش مشت محکمی به دهن ما دژمن های داخلی و هرچه دژمن خارجی میزنه و باز بیلبورد و پوستر و نامگذاری سال جدید به نام بحران و بلای جدیدی که در سال جدید قراره سرمون بیاد.
طولانیش نکنم ، لب کلام اینکه امسال هم برگی از دفتر عمر با مرور یک بهار و تابستان و پاییز و زمستان تکراری دیگه ورق خورد و ما جماعت خواب آلوده و چرتی باز هم به شکرانه این تکرار عبث سفره هفت سین میندازیم و سبزه عیدمونو به ته مونده آرزوهای ریز و درشتمون گره میزنیم و لابد این زندگی سگی مون شیرینی خوردن هم داره که اینجور صف می کشیم جلوی قنادی هایی که آشغال به خوردمون میدن تا با همت مضاعف ما چند صفر دیگه به حساب بانکی سلطان شکر و سلاطین عمامه دار بیوت تهران و قم و مشهد اضافه بشه.
حرف خاصی نیست ، گفتنی ها همونایی بود که هرگز نگفتیم و نشنیدیم و نفهمیدیم ، پس بیا الانم تلخش نکنیم. بالاخره آخر ساله و با صدگرم پسته هم میتونیم و بلدیم که با دممون گردو بشکنیم پس جمیعا یه کون لقت به همدیگه میگیم تا هرکی داشت بخوره و هرکی ام نداشت دایورت بشه به همون قسمت آقازاده ساز آقایون. با سه بوس اجباری و حال بهم زن سنتی ، روی ماه تک تکتونو می بوسم و امیدوارم نوروز شاد و سال نیکی در پیش رو داشته باشین و اونکه تحویل حال همه مون به دستش رقم میخوره حال خوب برای همه مون و همه تون بنویسه.
باقی بقایتان.
نوشته شده توسط بابک احمدی در ساعت 17:0 | لینک
|